X
تبلیغات
1387
1387

و چه زیبا می شود کسی زمانی بیاید که قرار نیست
 
درباره وبلاگ

 

آخرين نوشته ها

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

پيوندهاي روزانه

 



 
دیوانگی از روی عشق راهیست به سوی سرنوشت
 

 

                                           

 

تا حالا فک کردید دیونه می تونه چه کسی باشه؟! دیونه ها کجا هستن؟ چیکار می کنن؟

برای چی دنیا اومدن و برای چی دیونه شدن؟!

به قول شاعر گفتنی که میگه:

تا خرد در خدمت خود کامگیست

در جهان عاقل تر از دیوانه
کیست ؟

 

دیوانه کیست؟

 آدمی حیران زده.غافل از هر کار دنیا . راحت از هر غم ز دنیا. عشق او یکتا و بی همتاست

دیوانگی را گاه سادیگی نیز معنا میکنن پس بد نیست به معنا ان نیز بپردازیم

 

سادگی چیست؟

اشتباهی سهمگین. راهی اشتباه که پایانش تباهی است. اما زندگی زیباست با تمام سادگی.

 

دیونه ها چند  دسته ان :

۱) اونایی که دیونه ان و همه می دونن که دیونه ان

۲)اونایی که دیونه ان و هیچ کس نمی دونه که دیونه ان

۳) اونایی که دیون ان و همه می دونن الا خودشون

۴) اونایی که دیونه نیستن ولی بهش می گن دیونه ان

 

دسته اول که طفلیا توی تیمارستانن که من باهشون کار ندارم و مربوط به حوزه ی

استحفاظی نسرین جون میشه . که امیدوارم خدا شفاشون بده .

دسته دوم ادمک های جانور صفتی هستن که  از نظر مغزی انچنان مشکلی دارن که نگو.

ولی خوب چون معمولا جز شاهزاده های با اسب بالدارن کسی بهشون کار نداره .همه جا 

میشه پیداشون کرد عموما توی تلویزیون خیلی نمایش داده میشن .مثلا خودشون اومدن

ناجی بشن از هول هلیم افتادن توی دیگ ولی هنوز نمردن.

دسته سوم مربوط به یه مشت گره گوری میشه که نمونه های متفاوت دارن یه نمونه ی

برجسته اش همین  کله خرابایی که نصف شب راه می افتن توی خیابون ویراژ می دن و

صدای ضبط شون خواب  ناز من و چند شبه بهم میزنه . این دسته جای خاصی ندارن نه

اون قدر معروفن که توی تلویزیون نشون شون بدن نه اون قدر عاقلن که بشه حسابشون

کرد .خلاصه که همه جا هستن ، توی دانشگاه، بیمارستان، خیابون، کوچه ، بیابون، دشت،

باغ و وحش،... عمدتا بی کارن و نمی دونن چرا خلق شدن و در جهالت به سر می برن

وفقط ادعای ادمیت دارن .

دسته چهارم ، برای این دسته راه دوری نمی رم نمونه ی اصلی اش خودمم . که همه

به من میگن ولی نمی دونم چرا؟! لابد چون دیواری کوتاه تر از من پیدا نمی کنن. عاشقان

محترم نیز جز این دسته محسوب میشن .کار های روزمره انجام میدن  و سر به راه و

نجیب فقط گاهی کنجکاو میشن که گاهی پا روو فراتر از مرز فزولی می زارن .

 

به قول دوستی:

قربون خدا بشم که  همشون یه چیز مشترک دارن . اونم اینه که ، می خوابن ، بیدار می شن

، غذامی خورن، اب می خورن و...

 


 

 

 

 

 

 

 


 


سه شنبه 1386/06/13 توسط محبوبه



16 تا
 

 

رفتم توی سایت دانشگاه می خوام درس های ارائه شده رو کپی کنم .

ماشاالله نه این که سرعت اینترنت ما فوق صوته بعد نیم ساعت هنوز باز

نشده من نمی دونم کی می خوان یه فکری به حال این اینترنت بیچاره

 بکنن . من که می دونم حالا حالا ها پای کامپیوتر خرابم . اگه تا ۵ دقیقه

 دیگه باز بشه اسمم روو عوض می کنم .جهنم و ضرر می زارم صغری که

 همتون بهم بخندین اصلا می دونید برای شادی روح شما ها هم که شده

 می زارم صغری .

 

(( ۵ دقیقه بعد... ))

 

حالا نیگا !

 یه صفتم برا خودم بزارم ضرر نداره ..." صغری ترقه"  می خوام

قشنگ خودش روو بکنه .  شاید این طوری باز بشه.

 

امروز یه کله خراب برام یه بلوتوث فرستاد حالم بهم خورد .مردم دیوونه ان ا !

از چه چیزایی فیلم میگیرن . یکی از این اراضل اوباش روو گرفته بودن و روی

زمین می کشیدنش و می زدنش .لباسش از تنش در اومده بود .توی همون

وضع روی اسفالتای خیابون می کشیدنش .

سنگ دل بودن مگه شاخ و دم داره؟! سنگ دلی از این بیشتر که یکی رو با این

وضع فجیع روی زمین بکشن؟! بعد خیر سربی مخشون همش فلسطین رو

نشون می دن وبعدم شعار مرگ بر اسرائیل و به اصطلاح خودشون میشن

طرف دار مظلوم . گندشون بزنه .

 

 

 


دوشنبه 1386/06/12 توسط محبوبه



18 تا
 

 

                                                                        

 سلام        

 فقط برای همین یه شهریور چون این اخرین شهریوره خاطره هاست .

و اخرین تابستون برای یه انتظار بی خود .

این کلیپ ها رو دوست داشتید نیگاه کنید:

http://www.irclip.com/ShowClip.php?ClipId=498

http://www.irclip.com/ShowClip.php?ClipId=173

http://www.irclip.com/ShowClip.php?ClipId=57

http://www.irclip.com/ShowClip.php?ClipId=80

 


یکشنبه 1386/06/11 توسط محبوبه



به دنبالت خواهم آمد / هرجا که بروی / هرجا که باشی
 

                                                                                      

 

دير گاهيست كه تنها شده ام
 قصه غربت صحرا شده ام
 وسعت درد فقط سهم من است
 بازهم قسمت غم ها شده ام
 دگر آيينه ز من بي خبر است
 كه اسير شب يلدا شده ام
من كه بي تاب شقايق بودم
 همدم سردي يخ ها شده ام
 كاش چشمان مرا خاك كنيد
 تا نبينم كه چه تنها شده ام
 

 

اینم از مسافرت ما خیلی کوتاه بود.اصلا یادم نمی اد همچین مسافرت کوتاهی رفته

باشیم .

 

همه چی با گذشتن از جلوی دانشگاه برام تازه شد . اون انتظار ها ، اون نگاه ها ،

اون حرفها و اون دویدن ها و اون خنده های گوش کر کن .یاد اوریش روحم روو داغون

می کرد .یاد اون حرف تکراری و شیرین افتادم:

کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است
فرشته وار شبی را به خواب من بگذر.
 

ما یه دیواره  بزرگ تفاوت داشتیم از پشت دیوار با هم حرف میزیدیم ولی فک می کردیم

که نزدیکیم .نزدیک تر از همیشه و خوشبخت تر از هر  وقت دیگه .

تنها چیزی که بعد از اون لحظه ی سنگین گفتم همین بود:

 

یادت نره به یادتم
یادت نره با رفتنت
تموم نشد قصه  ی ما
هر جا که هستی عشق من
گاهی به خواب من بیا
تو رفتی اما اسم تو ورد زبون من شده
خاطره قشنگ تو بلای جون من شده

 

اين روزها پنجره ی خيس نگاهم را رو به کوچه باغ معطری باز می کنم که نسيم مهربان

لبخندت را انتظار می کشد و وقتی دانه های اميد را برای پرندگان آرزو می ريزم ،التماسشان

ميکنم تا دعا کنند تو بيايی ،تو نيستی و بوسه هايم بر قاب يادت ؛ اشک می شود  تا ترانه ی

سکوتم با شکستن بغضی تلخ ؛ آهنگين شود

عزيزم !

هر بار که با خواندن نام زيبای تو ؛ تکه ای از احساسم آتش می گيرد ؛ می فهمم ؛ اين درد

آنقدر بی درمان شده که اميدی به شفايش نيست !!!!!

 

 


شنبه 1386/06/10 توسط محبوبه



VPN

قالب بلاگفا